تبلیغات
بچه های گل ما - جایگاه رفیع از دیدگاه ملانصرالدین
بچه های گل ما

تو همه بود و نبودم تو همه شعر و سرودم بی تو بودن حتی یه لحظه نمیشه رویای خوبم...حال كه آمده ای، چترت را ببند

جایگاه رفیع از دیدگاه ملانصرالدین...
 
یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت .ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد.
ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود،
ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید.
هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد.
ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد ، که استراحت کند.
در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد .وقتی که دوباره به پشت بام رفت ، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود.
به ناچار خودش برگشت پایین .بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده،
بالاخره الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد .بعد ملا نصر الدین گفت:
لعنت بر منکه نمی دانستم که اگر خر به جایگاه رفیع برسد
هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را می کشد
!!!

نوشته شده در دوشنبه 23 آبان 1390 ساعت ساعت 17 و 53 دقیقه و 06 ثانیه توسط م فرشاد نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت