تبلیغات
بچه های گل ما - حرف اونهم از اون حرفها
بچه های گل ما

تو همه بود و نبودم تو همه شعر و سرودم بی تو بودن حتی یه لحظه نمیشه رویای خوبم...حال كه آمده ای، چترت را ببند

دیروز تو اتوبوس بین قسمت حائل خانم ها و آقایون ایستاده بودم  که دختر جوانی سوار اتوبوس شد. چون جای نشستن نبود همون جلوی در ایستاد و دستش رو به میله ها گرفت… ـ

یک کم سر و وضعش با بقیه خانم های اتوبوس فرق داشت و مانتوی کمی تنگ و کوتاه پوشیده بود

خانم ها همشون داشتن سرو وضع دختره رو مورد بررسی قرار می دادند. اما دخترک بی خیال هدفون توی گوشش گذاشته بود  و داشت بیرون رو نگاه می کرد

متوجه شدم بین چند تا ازن ها در مورد جوون های امروزی بحثی شکل گرفته و همین دخترک هم باعث شده این بحث شکل بگیره… ـ

یکشون با صدای بلند طوری که بقیه زن ها هم بشنوند گفت : اینا ماه رمضون هم همینطوری می خوان بیان بیرون ؟!! ـ

یه زن دیگه از اونطرف گفت: ای بابا ما که همیشه برامون ماه رمضونه هیچ وقت چیزی نداشتیم بخوریم…. ـ

خوش به حال دخترک که صدای هیچ کدومشون رو نمی شنید و داشت بی خیال آهنگش رو گوش می داد و بیرون رو نگاه می کرد

............................................................................

امروز رفتم دانشگاه، حراست جلوم گرفته میگه: آقا کجا !؟ میگم: اومدم با استادم کار دارم ! میگه: نمی بینی تابلو رو ، امروز زنونه هست . برو فردا بیا که مردونه هست ! ...(خاطرات یک دانشجو در آینده نه چندان دور) ـ

..............................................................

بابام گفت پاشم برم نون بگیرم منم گفتم بزار من خودم میرم. گفت نه پسرم خودم میرم. منم دیگه اومدم تیریپ معرفت بزارم کلید کردم که الا و بلا من باید برم.. یهو قاطی کرد برگشت گفت: لازم نکرده توله سگ! تو میری سه تا نون میخری دو تاشو تو راه میخوری  ـ

....................................................................

داشتم از خونه میرفتم بیرون مامانم پرسید کجا؟؟! .....گفتم بیرون ...برگشته میگه.....خوب جای دیگه نریا ..؟؟!!! ـ

 

 

 


 


با عباس آقا میری، با عباس آقا برمیگردی  ـ

...................................................

برنامه ی پارک ملت شبکه ی یک٫ نظر سنجی گذاشته : به نظرتون چرا تو دهساله ی اخیر ازدواج مشکلاتش بیشتر شده و مقصر کیه؟ گزینه ها ۱- دختران ۲- پسرها ۳- خانواده ها

 

 

 


حس میکنم گزینه اصلی رو جا انداختن   ـ

...............................................................

دوستی تعریف میکرد که صبح یک زمستان سرد که برف سنگینی هم آمده بود مجبور شدم به بروجرد بروم … ـ
هوا هنوز روشن نشده بود که به پل خرم آباد رسیدم … وسط پل به ناگاه به موتوری که چراغ موتورش هم روشن نبود برخوردم ……. به سمت راست گرفتم، موتوری هم به راست پیچید … چپ، موتوری هم چپ … خلاصه موتوری لیز خورد و به حفاظ پل خورد و خودش از روی موتور پرت شد تو رودخونه …
ـ
وحشت زده و ترسیده، ماشین رو نگه داشتم و با سرعت رفتم پایین ببینم چه بر سرش اومد، دیدم گردن بیچاره ۱۸۰ درجه پیچیده … با محاسبات ساده پزشکی، با خودم گفتم حتما زنده نمونده …
ـ
مایوس و ناراحت، دستم را گذاشتم رو سرم و از گرفتاری پیش آماده اندوهگین بودم … در همین حال زیر چشمی هم نیگاش میکردم… باحیرت دیدم چشماش را باز کرد … گفتم این حقیقت نداره … رو کردم بهش و گفتم سالمی …؟
با عصبانیت گفت: “په چونه مثل یابو رانندگی موکونی…؟”
ـ
با خودم گفتم این دلنشین‌ترین فحشی بود که شنیده بودم … گفتم آقا تو رو خدا تکون نخور چون گردنت پیچیده ….
ـ
یک دفه بلند شد گفت: شی پیچیده؟ شی موی تو؟ هوا سرد بید کاپشنمه از جلو پوشیدم سینم سرما نخوره …. !!! ـ

..................................................................

....

از طرف می پرسن وضعت نسبت به 30 سال پیش بهتر شده یا بدتر؟ می گه همینقدر بگم كه 30 سال پیش هروقت بی پول می شدیم آبگوشت می خوردیم ، امروز هر وقت پول داریم ! ـ

...

......................................................

ورزش کنار دریای آقایون چیست؟

 

 

هر موقع خانمی را می بینند شکم هایشان را تو می دهند

.......................................................

شب تنها بودم این همخونه ایم نبود. اومدم بخوابم دیدم در داره از چارچوب میلرزه! دیدم حتی نا ندارم پاشم ببینم چیه. گفتم آقاجان اگه جنّی اگه روحی، من بهت اعتقاد ندارم. خودتو ضایع میکنی. اگرم دزدی که گوزم نداریم ببری. خیالت راحت

کونمو کردم بهش خوابیدم


 

.............................................................

تولدم بود شروع کردم باز کردن کادوها به کادو مامانم رسیدم دیدم یه پاکته بازش کردم دیدم نوشته هفتاد هزار تومنی که دو ماه پیش قرض گرفتی نمیخواد برگردونی

 

...............................................

مامان بزرگم نذر کرده بود من دانشگاه قبول بشم 30 جز قرآن و بخونه . من دانشگاه قبول شدم 2 جز بیشتر نخوند بهش میگم عزیز فقط 2 جز خوندی که! میگه اون رشته ای که تو قبول شدی همین 2 جزئشم زیاده

 

 

....................................................

نشستیم با فک و فامیل اسم فامیل بازی میکنیم داییم میوه از 'ی' نوشته یه کیلو خیار
هیچ جوریم زیر بار نمیره که قبول نیست

 

.................................................

زنبوره اومده نزدیک دختر خالم که 10 سالشه دختر خالم برگشته میگه تورو خدا منو نیش نزن من محصولات شمارو خیلی دوست دارم

 

....................................

گویند روزی شیخ سر به جیب مراقبت فرو برده بود و در بحر مکاشفت به بازار تهران سفر همی کرد. آن گه که از این معاملت باز آمد مریدان عرض کردند یا شیخ از این بازار که بودی مارا چه تحفه کرامت کردی ؟ فرمود : به خاطر داشتم چارکی گوشت بیاورم ، قیمت گوشت چنان زهره ترکم کرد که تنبانم از دست برفت

 

پس مریدان سکته ها همی کردند

 

..........................................

آورده اند که : هدفمندی یارانه ها تاثیر چندانی بر قیمت مسکن ندارد. شیخ را گفتند این تاثیر “نه چندان زیاد” چقدر است؟ شیخ فرمود پنجاه شصت میلیون ! و مریدان گریستند و یقه را پاره کردند

 

 

....................................................

روزی شیخ در اینترنت به صفحات فیلتر شده می نگریست و می فرمود : در اینجا چیزی می بینم که شما نمی بینید
گفتند چه چیز می بینی یا شیخ؟
فرمود : آزادی مطلق ! 
ـ
و مریدان گریستند

 

.............................................

عروسی دعوت بودیم. توی اون خیابون 2تا عروسی بود. ما عروسی ته کوچه بودیم. دایی عروس رفته تو همون عروسی که اول خیابون بود نشسته، شام هم تا آخر خورده بعد اومده بیرون زنگ زده که بابا پس شماها کجایید. ما شام هم خوردیم. زود بیاین زشته. از فامیل های ما هنوز هیشکی نیومده

 

...................................................

مامانم ساعت هفت تا نه فارسی وان میبینه، نه تا یازده ام بی سی پرشیا، ساعت ده که میشه بدو بدو فلاششو بر میداره میبره وصل میکنه به رسیور اتاق خودشون که سریال پی ام سی رو ضبط کنه ساعت یازده که ام بی سی پرشیا تموم شد اونو ببینه تا دوازده، دوزاده میخوابه، صبح پا میشه تکرار سریالایی که ندیده رو میبینه، تا پنج اینا، پنج که میشه میگه خب من دیگه تا هفت مرخصی ام

 

 

..............................................

لوله ترکیده، یارو ماشینشو آورده سطل آب بر میداره میپاشه رو ماشینش بش میگه حال کن سه ساله نشستمت! آبه مفته! مال دولته باید چاپید قاپید!! ـ

 

...............................................

با این حروف چطور تونستیم دیکته یاد بگیریم؟

 

 


ما واسه صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم

 

 

واسه این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط
واسه این ۲ تا: هـ، ح
واسه این ۲ تا: ق، غ
واسه این ۲ تا: ء، ع
واسه این ۳ تا: ث، س، ص
و واسه این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ

 

 

این یعنی:
شیشه رو نمی‌شه غلط نوشت
دوغ رو می‌شه ۱ جور غلط نوشت
غلط رو می‌شه ۳ جور غلط نوشت
دست رو می‌شه ۵ جور غلط نوشت
اینترنت رو می‌شه ۷ جور غلط نوشت
سزاوار رو می‌شه ۱۱ جور غلط نوشت
زلزله رو می‌شه ۱۵ جور غلط نوشت
ستیز رو می‌شه ۲۳ جور غلط نوشت
احتذار رو می‌شه ۳۱ جور غلط نوشت
استحقاق رو می‌شه ۹۵ جور غلط نوشت
و اهتزاز رو می‌شه ۱۲۷ جور غلط نوشت!
ـ

 

 

واغئن چتوری شد که ماحا  طونصطیم  دیکطه  یاد بگیریم!؟

.....................................

نفس نفس زنون خودم رو رسوندم به اتوبوس
راننده میگه می خوای سوار شی؟
پَ نه پَ اومدم سفر خوشی رو براتون آرزو کنم

 

 

............................................

حموم بودم، مامانم می زنه به در می گم بـــله ؟ می گه حمومی ؟ می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی. میگه: در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری

 

 

.......................

پسر همسایمون تو پارک داشت بریک دنس می کرد یکی اومده بعد نیم ساعت تماشا میگه ایشون داره میرقصه؟
گفتم: پـَـ نه پـَـ شربت خاکشیر خورده می خواد ته نشین نشه!!!!
ـ

 

.................................................

مرغ رو از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خانوادش اومدن میخوان از سردخونه ببرن خاکش کنن....
ـ

 

.........................................

فقط یه زن ایرانی میتونه به شوهرش بگه: من پنج دقیقه میرم خونه همسایه تو نیم ساعت یک بار غذا رو هم بزن

آیا می‌دانستید که انسانها به جز کودکِ درون، یک عدد خر درون هم دارند که گاهی زمام امور را به دست می‌گیرد؟

كامل‌ترین كامپیوتر مشابه مغز انسان ساخته شد

 

 

این كامپیوتر اشتباه می‌كنه و اشتباهش رو می‌ندازه گردن بقیه كامپیوترا...!! ـ

 

مامانم پشت در حموم : مهدی
من تو حموم : بله
حمومی؟
نه تو ترافیک ِ همت ام
مسخره منظورم اینه داری دوش میگیری؟
نه دارم رانندگی میکنم
زهر مار

 


نوشته شده در جمعه 7 مرداد 1390 ساعت ساعت 13 و 47 دقیقه و 44 ثانیه توسط م فرشاد نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت