تبلیغات
بچه های گل ما - حرفهای خودمونی
بچه های گل ما

تو همه بود و نبودم تو همه شعر و سرودم بی تو بودن حتی یه لحظه نمیشه رویای خوبم...حال كه آمده ای، چترت را ببند

عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت

تو خیابون داریم راه میریم دوتا گربه داشتند جفت گیری میکردن دوستم پرسید وااااو دارن جفت گیـــری میکنن؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ پدر پیرشو کول کرده داره میبره دکتـــر

رفتیم مرغ کنتاکی بگیریم. دختره پشت صندوق به من میگه میخای رونو سینرو همینجا بخوری؟ پ نه پ بریم اون پشت تو جمع

رفتیم تو اتوبان. ترافیک زیادی بود. دوستم میگه احسان ، ترافیکه؟ پ نه په واسه اینکه احساسه غریبی بهمون دست نده، ماشینا چسبیدن به ما

 رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان . مسئول اونجا میگه : اومدی عیادت ؟ میگم : پ نه پ اومدم 2 تا از این پیرمردها رو ببرم بزرگ کنم

پام رفته تو چاله وسط خیابون با مغز پهن شدم رو زمین اومدن دورمو گرفتن میگن خوردی زمین؟! گفتم پ نه پ.! دارم سجده شکر به جا میارم

میرم نونوایی میگم حاجی بش دانا بربری خاشخاشلری ور. میگه سن ترک سن؟ میگم پ ن پ لرم آپگرید شدم

سر کلاس آیین نامه رانندگی پلیسه یه تابلو را از من پرسیده... میگم عبور دوچرخه ممنوع... میگه این دوچرخه است؟... میگم پ نه پ تانکه... میگه پ نه پ و مرض ! هنوز فرق دوچرخه با موتور گازی را نمی فهمی !!؟

تو مترو درون شهری ساعت ۷ صبح همه خوابن و آویزونن به دستگیره ها. یه پسره تو ایستگاه ازادی خودش رو چپوند تو گفت خواهرا برادرا واسه اجاره خونمون پول کم آوردم بابام مریضه ۱۷۵۰۰ تومان لازم دارم. یه پیرمرد یه ۲۰۰ تومنی بهش داد! گفت : خواهرا برادرا واسه اجاره خونمون پول کم آاوردم بابام مریضه ۱۷۳۰۰ تومان لازم دارم!!! اینو که گفت کل مترو منفجر شده هرکی هرچی پول خرد داشت به پسره!!! واقعا هنر نزد ایرانیان است

دقت کردین یه معصومیته خاصی هست تو چشمه اون کسایی که تازه پشته فرمون نشستن و تحت تعلیمن

یارو زنگ زده تلویزیون میگه حمل بر خودستایی نباشه، برنامه هاتون خیلی عالیه

احتمالا خوده ضرغامی بوده

پسرخالم سه سالشه. گیر داده به من كه بیا بازی كنیم. میگم چه بازی؟ میگه مرغ بازی! میگم مرغ بازی دیگه چه كوفتیه؟ میگه هیچی من تخم میشم تو مرغ میشی منو میذاری! ـ

 

 

 

 

 

خوب شد نگفت میشینی روم تا از تخم در بیام  ـ

وقتی مو توی غذا باشه ، فرقی نمیكنه مژه ی دلبر باشه ، یا سیبیل اكبر 

 

 

 

 

 

البته اگه موی مادر باشه اون مو رو باس بگیری ماچ كنی ... كه هر روز برات غذا درست میكنه و هیچی هم ازت نمی خواد..  ـ

 

 


نوشته شده در شنبه 1 مرداد 1390 ساعت ساعت 21 و 15 دقیقه و 46 ثانیه توسط م فرشاد نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت